مردی به نام اوه (معرفی کتاب)

روی جلد این کتاب نوشته شده:

کسی که از این رمان خوشش نیاید بهتر است هیچ کتابی نخواند.

پست قبل معرفی کتاب دختری در قطار نوشته پاولا هاوکینز که پرفروش‌ترین کتاب پارسال نیویورک تایمز بود، این پست به معرفی کتاب پرفروش دیگری یعنی مردی به نام اوه می‌پردازد. این کتاب، کتاب پروفروش سوئد، از پرفروش‌ترین کتاب‌های آمازون سال ۲۰۱۶ بوده. (a man called Ove) نوشته فردریک بکمن نویسنده سوئدی است که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد و بعد از آن فیلمی در سال ۲۰۱۵ بر اساس همین کتاب و با همین نام به زبان سوئدی اکران شد که در اسکار سال پیش در رقابت با فروشنده اصغر فرهادی، نیز حضور داشت.

اما شخصیت‌های کتاب. اوه (ove) مردی ۵۹ ساله است که همه چیز را قدیمی‌اش دوست دارد. از تکنولوژی گرفته تا شخصیت‌های انسان‌ها. همسر او، سونیا چند سالی است که از پیش او رفته و زندگی اینقدر برای او تلخ شده که حتی می‌خواسته خود را دار بزند. از سی سال پیش با زنش در یک محله زندگی می‌کرده و هنوز از آن محله دل نکنده و دوستانی در آن محله دارد که یکی از آن‌ها الان منجر به آلزایمر شده و از قبل با او قطع رابطه کرده.

پروانه، یک ایرانی ساکن سوئد که یکی از جذابیت‌های این کتاب برای ما ایرانی‌ها است با شوهر سوئدی اش همسایگان جدید اوه می‌شوند که در جریاناتی این خانواده و اوه دوستان خوبی در ادامه داستان خواهند شد. شخصیت پروانه نیز به ما این را نشان می‌دهد که خارجی‌ها دید بدی نسبت به ما ایرانی‌ها ندارند ولی بعضی از سودجویان می‌خواهند شخصیت ما را خراب کنند.

این خانواده به روزمرگی سخت و دردناک اوه جان می‌بخشند که در راستای این جریان‌ها، جریان‌های تلخ و شیرین دیگری اتفاق می‌افتند.

جیمی که یک برنامه نویس است از ۱۵ سال پیش با مادرش همسایه اوه بوده که بعد از آن مادر او به رحمت خدا می‌رود و او به تنهایی زندگی می‌کند.

 

در قسمت‌هایی از این کتاب می‌خوانیم:

اوه پنجاه و نه سال دارد. اتومبیلش ساب است. با انگشت اشاره طوری به کسانی اشاره می کند که ازشان خوشش نمی آید که انگار آن ها دزد هستند و انگشت اشاره اوه چراغ قوه پلیس!

دنیایی شده که آدم را دور می اندازند قبل از اینکه تاریخ مصرفش تمام شود.

در زندگی هر کس لحظه ای وجود دارد که در آن لحظه تصمیم می گیرد می خواهد چه کسی باشد. کسی باشد که بگذارد دیگران بهش بدی کنند یا نگذارد. و وقتی آدم از این موضوع بی خبر باشد، اصلا آدم ها را هم نخواهد شناخت.

اوه چیزهایی را درک می کرد که بتواند ببیند و توی دست بگیرد. بتون و سیمان، شیشه و استیل، ابزار کار، چیزهایی که آدم می تواند با آن حساب و کتاب کند، زاویه نود درجه و دستور العمل های واضح را می فهمید، نقشه و طرح خانه را، چیزهایی را که آدم بتواند روی کاغذ پیاده کند. او یک مرد سیاه و سفید بود.

 

نظر من در مورد این کتاب:

کتابی با جذابیت‌های فراوان ولی بعضی جاها اعصاب خرد کن، چون بعضی از قسمت‌ها مطابق میل من نبودند و دقیقا روی بعضی از نقاط ضعف من دست گذاشته بودند و واقعیت نیز تلخ است.

ولی در کل کتابی با محتوای عالی بود که نویسنده آن سعی دارد که شما را با نوشته‌هایش غافلگیر کند. برای من اول‌های داستان زیاد جذاب نبود ولی هر چه که جلوتر رفتم خواستم که از زندگی و اتفاقاتی که برای اوه می‌افتند بیشتر بدانم. اگر دنبال رمانی با لحن صمیمی و ساده هستید که بعد از خواندن آن با یک لبخند ملیح روی لب به تخت خواب بروید قطعا این کتاب به درد شما می‌خورد.

One thought on “مردی به نام اوه (معرفی کتاب)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *