این روز‌ها چه کار می‌کنم؟

خب خب خب، از آن روزی که پست قبلی را نوشتم ۱۷ روز می‌گذره و من الآن خونه‌ام. نه تهران بلکه کرمان. 3>

واقعا خیلی خوشحالم که بعد از یک کمپ سخت بعد از سه هفته به ایران برگشتم و می‌تونم بهتر با بقیه ارتباط برقرار کنم. 

من واقعا خیلی معذرت می‌خوام که پست زیاد منتشر نمی‌کنم و حتی آن‌هایی هم که منتشر می‌کنم بیشتر در مورد خودم هستند و ممکن است که زیاد جالب برای بقیه نباشد. اما این ماه آخر تابستونی واقعا برام مهمه و باید تمام سعی و تلاشم را بکنم که از آن لذت ببرم. (از این کمپ به مقدار لازم لذت نبردم!)

دلیل عمده‌ای که از این کمپ لذت نبردم، بدبین بودن نسبت به بقیه و ناتوانی در ارتباط گرفتن با بقیه بود. خودم هم دیگر نمی‌خواهم از آن زیاد صحبت کنم و حتی مصمم بودم که در مورد آن ولاگی درست کنم ولی دیگر هیچوقت به آن فکر نخواهم کرد. 

کلاس طراحی می‌روم. از چند روز دیگر شنا را هم دوباره شروع می‌کنم. از سبکتو با آن بنیانگذاران خودکول پندارش آمدم بیرون و در خدمت شما هستم. 🙂

البته زیاد هم در خدمت شما نیستم و کمی هم خدمت لندیما هستم و کمی در مورد برنامه‌نویسی در آن می‌‌نویسم. این یک فرصت خوبی هست تا برای دانش برنامه‌نویسی‌ام کار کنم و کمی از آن را یاد بگیرم. 

یکی از مهم‌ترین سرگرمی‌های مهم امروز‌های من دیدن فیلم و سریال و خواندن کتاب است. پس اینجوری شد که هم در مورد برنامه نویسی و هم در مورد نقد و ریویو کتاب و فیلم و سریال می‌نویسم. حتی برای این بلاگ فقط روی کاغذ یک لوگو با کمک معلم نقاشی در کمپ پیاده کردم و به زودی آن را الکترونیکی خواهم کرد. 

ممنون از توجه‌تان تا نقد و ریویو فیلم و سریال و کمتر شخصی! 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.