هفته اول سامرکمپ من در کانادا

امسال خیلی تجربه خوبی به دست می‌آورم چون تنهایی به یک کشور خارجی سفر کردم. اما الان که این را می‌نویسم هفته اول این دوره تمام شده و یعنی یک سوم از آن را پشت سر گذاشتم.

من شنبه هفته گذشته به ویکتوریا رسیدم و دومین نفری بودم که رسیده بودم. نفر اول هم حتی هم اتاقی من بود. من یه پرواز سخت داشتم و یه روز خوب در ونکوور و در ریچموند که نزدیک فرودگاه بود اتاق گرفتم و یک شب‌ آنجا ماندم. فردا صبح یعنی شنبه راهی ویکتوریا شدم و مدیر کل به نام Helen دنبال من آمد و ۱ ساعتی توی راه بودیم تا به کالج  ‌Brentwood برسیم.
من و جان (هم اتاقیم) ظهر رسیدم و بقیه افراد عصر رسیدند بازی کردیم و بعد از آن خوابیدیم و اینا.

یکشنبه خیلی روز باحالی بود. یک بازی جالب داشتیم. بازی‌های گروهی می‌کردیم و دلار کمپ را می‌گرفتیم بعد از آن این پول‌ها برگه‌ای برای گرفتن وسیله برای بازی لانه تخم مرغ (همان بازی که تخم مرغ را از ارتفاع بلندی می‌اندازند و باید دور آن حصار بگذازند که ضربه‌ای به آن وارد نشود و در آخر شکسته نشود.) بودند. گروه ما بدون هیچ ترکی روی تخم مرغ برنده نشد!

دوشنبه روز اول هفته بود و درس و مشق شروع شد. من در هفته اول سه تا مبحث داشتم:

۱. Theory of Knowledge

۲. Computer Sience

۳. Arts (نقاشی)

که به هر سه آن‌ها خیلی علاقه دارم.

ممکن است برای شما جالب باشد Theory of Knowledge چیست! اما منم نفهمیدم. گفتم فقط وقتمو با ریاضی و زیست و شیمی و فیزیک پر نکنم.

ما دو تا کلاس Computer Sience داریم یکی صبح و یکی عصر بعد از بازی و اینا. صبح آقای Lee میاد به ما پایه علوم کامپیوتر را یاد می‌دهد و کلی کارهای جالب و یک بدی دارد این است که خیلی تند حرف می‌زند. من هم خداروشکر بیشترشونو میفهمم. (نه همشو)

با کلی از آدما و فرهنگ‌ها آشنا شدم و اینا. روی چند تا دختر کراش دارم که هی خودشونو چس میکنن. (جدا خودتون رو چس نکنین.)

جمعه یک نفر از دانشگاه ویکتوریا آمد و در مورد این دانشگاه توضیح داد و کارت ویزیتش را گرفتم که شاید بعد از آن برای این دانشگاه اپلیکیشن بفرستم و بیام کلا اینجا. (ایران که جای موندن نیست).

آخر هفته رفتیم به ونکوور و توی یه گروه بودم که هی شاش داشتن و معلوم نبود برای چی شاش داشتن و فقط رفتیم که به آخر برسیم.

هر روز هم به خانواده‌ام زنگ زدم که یه بار دلتنگ خونه نشوم. هر روز هفته‌ هم برنامه‌های جذابی داشتیم. از بازی‌های فیزیکی گرفته تا لش کردن و داشتن اوقات فراغت مخصوص به خودمان.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.